
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
نسوزد تا که دل، چشمی به عالم تر نمیگردد نبارد تا که ابری، نخل بارآور نمیگردد ملاک خاتـمـیت قـابلیت هست انسان را وگرنه هر یـتـیم مکه پیـغـمبر نمیگردد اگر بارد ز ابر آسمان هر روز و شب باران لیاقت گر نباشد، قطرهای گوهر نمیگردد ز هر ساقی مکن خواهش که می در ساغرت ریزد که هر ساقی به عالم ساقی کوثر نمیگردد به عالم گر تهی دستی به درگاه رضا رو کن کز این در هیچکس با دست خالی بر نمیگردد میسّر گر نشد لطفش برو خود را ملامت کن که کملطفی ز اولاد علی باور نمیگردد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
تو آمـدی و بـر این خـاک آبـرو دادی بهار بودی و بر باغ رنگ و بـو دادی ظهور کردی و آفاق از تو روشن شد به چشم بیرمق ماه و مهر، سو دادی ز فیض نور خود ای آفتاب هستیبخش! به آسمان و زمین جلـوهای نکـو دادی در این کـویـر، تو سرچـشـمـۀ تولایی که بر تمامی لبتـشـنـگان سـبـو دادی ز هجرتی که تو را از مدینه کرد جدا چه حـسـرتـی به دل بیقـرار او دادی ز جای پای تو سبز است خاک نیشابور به خاک پـاک خـراسان تو آبرو دادی کلام وحی ز لبهای تو شنیدن داشت که شرح حِصن ولا را تو موبهمو دادی نمـاز عـیـد تو شد یک حـمـاسۀ دیگـر پـیـام بـر همه از «لا تَـفَـرَّقـوا» دادی به هر کسی که به دارالامان تو رو کرد همیشه فرصت و امکان گـفتگـو دادی فـدای قـلـب رئوفـت شـوم که دلها را کـبـوتـرانـه به ایـن آسـتـانـه خـو دادی عجیب نیست ز تو گَر به گوشۀ چشمی جـواب این همه چـشـمِ پُـر آرزو دادی برای عرض ارادت «وفایی»آمد و گفت سیـاهنـامۀ ما را تو شـسـتوشـو دادی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
آمـــدم ای شــاه پــنـــاهــم بــده خــط امــانـی ز گــنــاهــم بــده ای حـرمـت مـلـجـأ درمـاندگان دور مـران از در و راهــم بـده لایـق وصـل تو که من نـیـسـتم اذن به یک لحظه نگـاهم بده... تا که ز عشق تو گدازم چو شمع گـرمـی جـانـسـوز بـه آهـم بـده لشکر شیطان به کمین من است بـیکــسـم ای شـاه پـنــاهـم بـده از صف مژگان نگهی کن به من بـا نـظـری یـار و سـپــاهـم بـده در شـب اول که به قـبـرم نهـند نـور بـدان شــام سـیــاهــم بــده ای که عـطـابـخـش همه عالمی جــمــلـۀ حـاجـات مـرا هـم بـده آنچه صلاح است برای «حسان» از تو اگـر هم که نـخـواهـم بده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
همیشه قبل هر حرفی برایت شعر میخوانم قـبولـم کن من آداب زیـارت را نمیدانم نمیدانم چرا اینقدر با من مهـربانی تو نمیدانم کـنـارت میـزبانم یا که مهـمـانم نگـاهم روبهروی تو بلاتکـلیف میمـاند که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم به دریا میزنم، دریا ضریح توست غرقم کن در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم سکوت هرچه آئینه، نمازم را طمأنـیـنه بریز آرامشی دیرینه در سینه، پریـشانم تمـاشا میشوی آیه به آیه در قـنوت من تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم اگر سلطان تویی دیگر اِبایی نیست میگویم: که من یک شاعر درباریام، مداح سلطانم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
مانـدهام مثـل کجا میشـود ایـران بیتو یا چه ویـرانکـدهای بود خراسان بیتو مردم ما به کسی غـیر تو حاجـت نبرند نـزد این طـایـفـه هـیـچاند کریمان بیتو در حـرم لذت مـهـمان شـدنت را دیـدیم چه غریب است رضا، معنی احسان بیتو حرف دیروزم و امروزم و فردای من است کاش هرگـز نرسد عـمر به پایـان بیتو ما رضا جان، همه از نام تو جان میگیریم مُـردگـانـیم همه حضرت سلـطان بیتو رعـیـت راضیِ از نـوکـری سلـطـانـیـم حرفی از خویش نـدارند غـلامان بیتو آمدی و حـرمت جـان به مـسلـمانی داد شیعه کی میشده این قوم به قرآن بیتو؟ به خداوند و رسولش قسم ای قبلۀ عشق هیچ کس پیش خدا نیست مسلمان بیتو باغ فـردوس به چـشـمان حـرم دیـدۀ ما هست چون پنجرهای رو به بیابان بیتو مثل سلـمـانی عـاشـق به تو ایـمان دارم نگـذرد برزخم ایکاش که یکآن بیتو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
کریمی و گدایت میکند مهمان دو عالم را تهی دست فقیرت دیدهام دستان حـاتم را رجب، ماه مبارک، ماه شعبان، ماه ذیقعده تبرک کردهام با دیدنت این چند ماهم را دم باب الجـواد تو دم گـرمى به من داده غنیمت میشمارم تا دم محشر همین دم را به مشهـد با دل پُـر آمـدم امـا دلـم وا شد فدایت که دوباره از دلم برداشتى غم را من از حاجات خود خیری ندیدم پس بیا اینبار خودت یادم بده چه حاجتی از تو بخواهم را دو قطره گریه آوردم؛ همین آقا همین آقا قبولش کن همین کم را همین کم را همین کم را نشستم سـفـرۀ درد و دلم را وا کـنم دیدم بغل کردى چنان من را که یادم رفت دردم را لباس مشکى مارا به امضایت مزین کن تفضل کن محـرم باز برداریم پـرچـم را به جان مادرت زهرا، به حق عمهات زینب بده روزى اشکم را، بده رزق محرم را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
حس میکنم در صحن تو عطر دعا را عطـر تـوسلهای در بـاران رها را غرق اجـابت مـیشـود دست نـیـازم هر وقت میخوانم در این مرقد خدا را آئـینههـای لـطـف تو تکـثـیـر کـردند در صحن چشمم اشکها را؛ اشکها را آهم کـبــوتـر مـیشـود تـا گـنـبـد تـو مـیآورد فــریـادهــای یـا رضــا را من از کـنـار پـنجـره فـولاد هـر بار حس میکـنم عـطر مـلـیح کـربلا را ای زائران اینجا دخـیـل غـم ببـنـدید هر صبح جـمـعه نـدبـهٔ «آقا بیا» را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
سـلام! آمـدهام تـا به من، امـان بـدهـیـد دلی به روشـنـی رنـگ آسـمـان بدهـید یگانه مشرق عصمت! چه میشود که به من برای عرض ادب، همت و توان بدهید؟ دخـیـل پـنجـره فـولادتـان شـدم، شـایـد به این کـبوتـر پربـسـته، آشـیـان بدهید جز این دعا، چه بخواهم من از شما، که مرا پـنـاه، از خـطـر «آخـرالـزمان» بدهید ودیعهایست نهان، در نهاد من «توحید» به شرط آن که طراوت، شما به آن بدهید از آستان شما، عرض حاجتم این است که در زمین خراسان، به من ضمان بدهید دلم که آهوی وحشیست، مانده سرگردان شـما طـریق هـدایت به او نـشان بدهید جواب این دل درمانده را، به جان جواد به حُـرمت نـفـس پـاک قـدسـیان بدهـید علامت دل عاشق، شکستن است اینجا به این شکـستهدل، امّید و آرمان بدهید فرشتـگـان مقـرّب! برای سرمـۀ چـشم به من، غباری از این روضه ارمغان بدهید رهایی از غم ایام، در ولای رضاست به من، سعادت این فیضِ جاودان بدهید یکـیست حـرف دلـم با زبـانـم از اول به من، تـوانِ قـبولی در امتحـان بدهید در آفتاب قیامت، که عافـیتسوز است خدا کند به «شفق» نیز سـایـبان بدهید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
بهشت اینجاست اینجا گوشهای از صحن آزادی میان انقلابی که تو بیشک راهمان دادی میان عـطر گـلـدانهای دلگـرم نگـاه تو تو که تنها امید شاخههای سبز شمشادی تو که با دستهای مهربان و لطف بی حدّت پناه یک زن درمانده در صحن گهرشادی صدای شادی نقاره میآید، بهشت اینجاست میان لحظۀ سبز اذان در گـوش نوزادی دو دستگرم آغوشی که در هر پنجره باز است میان بغـضهای نشکن هر قلب فـولادی میان گـریههای مستجـاب چـشم زائـرها کنار لحظههای بیقـرار مملـو از شادی پناه آوردهام امشب به این آرامش مطلق دلم گرم است در این خانۀ آبا و اجدادی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
میآیـد از دسـتت کـمی بـاران بگیرد رزقی کـریـمانهتـر از سلـطان بگیرد با حال خسته، دلشکسته، دستْ خالی پـای ضریـحـت آمده درمـان بگـیـرد هم آب میخواهد بنوشد در حـریـمت هم سـفـرهای آورده تا که نان بگـیرد او آمـده پـیـدا کـنـد حـال خـوشـش را او آمـده تا غـصـهاش پـایـان بـگـیـرد خـالیست دسـتـانـش ولی امـیـد دارد تا با کـلافی یـوسـف کـنـعـان بگـیـرد پـائـیـن پـایـت آمـده، پــایـش نـلـغــزد بالای سر زانـو زده، سـامـان بگـیرد مرده است قلب شاعرت در روزمرْگی آقا نگـاهی کن که مُـرده جان بگـیرد بر گنبدت رو میزند هر روز، خورشید تا نوری از این روضۀ رضوان بگیرد با معـرفت هر کس به پـابـوس تو آید در روز محشر حق بر او آسان بگیرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
ببار ای روح باران بر بیابانی که من دارم بتاب ای ماه، در شام غریبانی که من دارم در این قحطی عشق و سردی لبخندها گاهی بگیر ای مهربان دستانِ لرزانی که من دارم به سویت آمدم با غصههایی تازه، میدانم که آگاهی تو از اندوهِ پنهانی که من دارم به جز تو ای امـید مـردم درمـاندۀ عـالم که درمان میکند درد فراوانی که من دارم برایت بازگو کردم دلم را چون یقین دارم تو تسکین میدهی قلب پریشانی که من دارم چراغ گریه را برداشتم در صحن آزادی که شاید بگذرد یوسف به زندانی که من دارم جـواب التـمـاسم را بده، ای ضامن آهـو ببین در اشکها قلب هراسانی که من دارم دلم مثل کبوتر میپرد در صحنها، آری به کاخ آسمان میارزد ایوانی که من دارم جهان هرگز نمیبیند شکستِ شیعیانش را همیشه رأیتش بالاست سلطانی که من دارم امین الله میخوانم به چشم خیس و میگویم امانت پیش تو ای شاه، ایمانی که من دارم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
چون مـورم و به ملك سلیمان رسیدهام بر من نگـاه كن، كه پـریشان رسیدهام از ساحـل كـرامت خود گر نظر كـنی چون قطرهای، به بحر خروشان رسیدهام تا كسب معـرفت كنم از خـاك درگهت بـر قـبـلـهگـاه هـشـتـم ایـمـان رسـیدهام ای صحن با صفـای تو یـادآور بهشت خارم ولی به روضۀ رضوان رسیدهام مثـل كـبـوتـران سـبــكـبـال ایـن حــرم بـالـی زدم بـه گـوشـۀ ایـوان رسـیـدهام دست تهی نمیروم از این حرم برون بر خـانـۀ رئـوف كـریـمـان رسـیــدهام در حصنی از ولایت و الطاف خود مرا سامان ببخش، بی سرو سامان رسیدهام بگـشا گره ز كار و دلـم، ای گـرهگـشا چون غـنچههای سربهگریبان رسیدهام دست مرا ز دامـن مـهـرت جـدا مكـن چون فرصتی گذشته به پایان رسیدهام من دعـبـل تو نیـسـتم آقـا، «وفـاییام» امّا به محـضر تو غـزلخـوان رسیدهام
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
بـر آسـتـان رضــا روی الـتــجــا دارم نـظـر گـشـا و بـبـیـن الـتـجـا کجا دارم بـر ایـن مـقـامِ خـدا داده افـتـخـار کـنـم کـه در حــریـم رضـا رتـبــۀ گـدا دارم غبار درگه "شمسُ الشموس" عینِ شفاست بـرای چـارۀ هر درد، از این دوا دارم ز صاحـبان کـرم نیست چـشم اکـرامـم امـید مَکـرمَت از حـضرت رضا دارم مرا چه بیمِ ضلالت ز کوره راه جهان؟ کـه از ولایـت او نــورِ رهــنــمـا دارم قسم به تربت پاکش که کعبۀ دلهاست! غــلام اویـم و در خـدمـتـش وفــا دارم ز معصیت نگران و به مِهر او خرسند چه حالتیست که در خوف و در رجا دارم؟ به مِـهـر آل عـلی پـروریده جان و تـنم مِسَم ولی خوشم از این که کـیمـیا دارم ز توس دل نتـوانم گـرفت و رفت ولی به سـر هـوای دلانـگـیـزِ کـربـلا دارم ز دل نـمیرودم یـاد نـیـنـوای حـسـیـن که روز و شب ز فراقش چو نی نوا دارم اگر نَـمـُردم و رفـتم به آسـتـانبـوسـش از این زمـانه به او بـاز شِکـوهها دارم به رستخیز، "موید"! چو از لحد خیزم به دستْ نامه و بر لب رضا رضا دارم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
جامِ جهان نماست در این قطعه از بهشت آرامِ جان ماست در این قطعه از بهشت فـوج فـرشـتـگـان به نیـایش نـشـسـتهاند آوای «ربّنا»ست در این قطعه از بهشت آئینۀ شكوهِ «كلیم» است و «کوه طور» آن نور و آن صداست، در این قطعه از بهشت هر دل كه زنده است به انفاس موسوی همصحبت خداست، در این قطعه از بهشت خورشید شاهد است، كه نقـش كـتـیبهها «والشمس والضحی»ست، در این قطعه از بهشت عطر مدینه، نور نجـف، رنگ كاظمین اشراق كربلاست، در این قطعه از بهشت هرگـاه سـعی در طـلـب مـعـرفـت كـنی هم مروه، هم صفاست، در این قطعه از بهشت عشاق، در «طواف حرم» موج میزنند حجّ من و شماست، در این قطعه از بهشت جانِ جهان كجاست؟ در این عرش آستان محرابِ دل كجاست؟ در این قطعه از بهشت در چـشم عـارفـان سحـر خـیز، آسـمـان آبیتر از دعاست، در این قطعه از بهشت صدق و صفا، خلوص و یقین، عشق و آرزو باران واژههاست، در این قطعه از بهشت فــولاد، پـای پــنـجــرهاش آب مـیشـود اسرار كیمیاست، در این قطعه از بهشت روشنتر از ستاره، به مژگان نشسته است اشكی كه بیریاست، در این قطعه از بهشت جای دگر، سراب فـریب و غـمِ فـناست سرچشمۀ بقاست، در این قطعه از بهشت در خلوتِ خیالِ خود از خویشتن بپرس از ما «رضا» رضاست، در این قطعه از بهشت؟ ما را به باغ و گلشن و صحرا چه حاجت است؟ تا حجّت خداست، در این قطعه از بهشت اذن ورود ما به حرم چیست غیر اشک؟ وقتی قرار ماست، در این قطعه از بهشت زائر در این حریم مطهر، غریب نیست بیگانه، آشناست، در این قطعه از بهشت تذهـیبنـامۀ عـمل عـاشـقان، «شفـق»! امضای مرتضاست، در این قطعه از بهشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
مثل عشاقی که هر ساعت دم از "او" میزنند در حرم آئـیـنـهها بانگ هوالهو میزنند روی یوسفها کجا و روی سلطان رئوف از قضا این بار با هم دلبران مو میزنند بعد یک ساعت نشستن با تو دانای عرب رومیان لبخند بر عـلـم ارسطـو میزنند در صف میزان، کبوترهای مشهد میرسند سنگ عفوت را به شاهین ترازو میزنند فرشبافان در پی کـسب ضمانت نامهات نقـشۀ قـالـیـچـهها را طرح آهـو میزنند وه چه تصویریست هر شب آبشاران بهشت روبروی حوض گوهرشاد زانو میزنند هر سحر کوه گناهان را که میریزد زمین خادمانت مثل کاه از صحن جارو میزنند خسته از درهای بسته دستهای نا امید عاقبت بر پـنجـره فـولاد تو رو میزنند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
ساحلِ امنم تو باشی، فکر طوفان نیستم تا در آغوش توأم در بندِ هجـران نیستم هر چه پیش آید، خوشآید در مسیر مشهدت درد اگر از یار باشد، فکر درمان نیستم بس که لطفت شامل هر روسیاهی بوده است وقتِ حاجت خواستن، سر در گریبان نیستم اینکه جَلد گـنبدت ماندم، خدا را شاکرم اینکه عُمرَم در حرم سر شد پشیمان نیستم قول دادم زیر پـای زائـرانت جـان دهم من خودم را میشناسم، سست پیمان نیستم کـاش آغـازِ تمامِ صبـحهـایـم با تـو بود حسرتش را میخورم اهل خراسان نیستم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
این جاست که هر دلبر و دلـداده بیاید هم شـخـص گـرفـتـار هـم آزاده بـیاید در این حرم قدس که باغی ز بهشت است هـر کـس به تـوّلای تو دل داده بـیـاید پُـر نـور شـود آیـنــۀ بـود و نــبـودش آن کس که چو آئـیـنـهدلان سـاده بیاید اینجـا مـیِ تـوحـیـد به زوّار ببخـشند هـر دل که بُوَد تـشـنـۀ این بـاده بـیاید پرواز ز خود تا به خدا از حرم توست از بهـر سـفـر هـرکه شد آمـاده بـیـاید این گنبد و گلدسته نشانیست که گوید هرکس که بهشتیست از این جاده بیاید بر سـر در این کـعـبـۀ امـیـّد نوشـتـند هرکس که به کـارش گره افـتاده بیاید از حـق طلـب جـلب رضـای تو نماید هـرگـاه «وفـائی» سـر سـجـّاده بیـاید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
وقتی از معجونِ خاک و اشک، انسان خلق شد مثل احوالِ دلِ تنگـش پـریشان خلق شد روزهای دور، بر انسان و دلتنگی گذشت تا برای گریههایش شامِ هجران خلق شد آسمان از تشنگیهای بیـابان بغض کرد اشکهایش ریخت روی خاک، باران خلق شد عـشـق آمـد تا بـسـوزانـد دلِ عـشـاق را عشق در انسان نه، آتش در نیستان خلق شد نـقـطـۀ پـرگـارِ عـالـم، کعـبۀ بیتالحرام فاش شد، تا بـاء بـسـمالله قـرآن خلق شد هیچ خلقی هـدیهای شایـستۀ مولا نداشت تا به قربانِ امیرالمؤمنین، جان خلق شد در ازل وقتی خدا تصویرِ سلمان را کشید از غبار پای حیدر خاکِ ایران خلق شد خونِ حیدر در رگِ خشکِ بیابانها دوید قلبِ ایران زنده شد وقتی خراسان خلق شد تا حدیثی از طلا دور خـراسان حلقه زد مأمنی از نور، دور از چنگِ شیطان خلق شد خاک نیشابور وقـتی شد قدمگـاهِ بهـشت باغی از فیروزه در قلبِ بیابان خلق شد پادشـاهـانِ کـذایـی را گـدایی پـیـشـه شد تا که با شاهِ خراسان، نامِ سلطان خلق شد تا بیـفـتـد از سرِ شـاهـان کـلاهِ اعـتـبـار زیر چترِ گنبد و گلدسته، ایوان خلق شد دردها بیـراهه میبـستـند بر دارو دخیل عاقبت در پنجرهفـولاد، درمان خلق شد دعبل و شعر و عبا راه غزل را باز کرد با امامِ شاعران دیوان به دیوان خلق شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
حریرِ سبزِ ضریحت، تفاخرِ قوهاست دلـیل اصلیِ کـوچِ همه ِپـرستـوهاست وآبـشـار پُـر از مـهـربـانـیت بیشـک مسیرِ چـرخش آنـیِ چـشم آهـوهـاست نسـیم مرقـد پاکت، نوید خوش یُمن ... نگاه مضطرب و بیقرار شببوهاست گل از ضریحِ تو همواره شهد مینوشد که طعمِ گـنبد تو در دهان کندوهاست بـریـز از نـفـس قـدسیت به ایـوانهـا نـسیـم روشنیات آفـتاب گـیـسوهاست نگاه کن به دلی که شکـسته و زخـمی نشسته در حرمت خیره بر فراسوهاست نگاه کن به محبت دوباره برخیزد ... که آشـنـای غـریـبی شـبـیه آهـوهاست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
در هجومِ فتنهها حبلالمتین ما را بساست بگذر از بیراهه قرآن مبین ما را بساست قبل خـلـقت با خدا گـفتیم در روزِ الست اشهـدان امیـرالمـؤمـنـین ما را بساست آنطرف خیبر حُنین و خندق و بَدر و اُحد این طرف دستِ خدا در آستین ما را بساست آن طرف از عَمرُوَدها، عَمروعاصان صف به صف این طرف شیرِخدا رویِ زمین ما را بساست هست قرآن از محمد هست فرقان از علی آن شریعت این طریقت آن و این ما را بساست یک علی با صلح آمد یک علی با کربلا در مذاق عاشقی زیتون و تین ما را بساست اولین و آخـرین جـمـعـند در مشهـد بگو دیدن ایوان طلای هشتمین ما را بساست از نجف مستیم و از مشهد همه دیوانهایم آنقدر مهمان شدیم انگار صاحب خانهایم آنقدر زخـمِ دلِ ما پیـشتان سر باز کرد پشت در ماندیم تا آقا خودش در باز کرد ما گـرفـتارِ کـبوتـرهایِ این بـام و دریم دیدی آخر صحنِ تو ما را کبوتر باز کرد باز نــوشـیـدیـم آبِ سـردِ سـقـاخـانـه را باز هم دیـدم کـبوتر بچهای پَـر باز کرد در دلم اُفتاد هم قُـم میروم هم مشهـدت مادرم تا سُفرۀ موسی بن جعفر باز کرد بسکه ما خوردیم حسرت رو به درهای بهشت فاطمه این بـاغ را یکبارِ دیگر باز کرد زائرانت آمدند و قبل رفتن بینِ صحن... باز هم جبریلِ جایِ فرش شهپر باز کرد خواستم مدحِ تو گویم فالی از حافظ زنم حافـظ از شـیراز آمد باز دفـتر باز کرد ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی لطف کردی سایهای بر آفـتاب انداختی ای به قـربان شما و ای به قـربان حـرم بازهم شکـرِ خدا، هـسـتیم مهـمـان حرم یک حرم با چارده گنبد زمین دارد ولی میرویم امشب همه سمتِ خراسان حرم حاج قاسم گفت وقتی میروی این را بگو نام ما را مینـویسی از شـهـیـدان حرم؟ باز میآئیم و میبـینـیم معـلولی ضعیف راه میافـتد خودش در زیر ایـوان حرم باز میبینیم اشک مادری میگیرد و... بچهاش را میگـذارد رویِ دامـان حـرم حق بده دلشوره دارم بغض دارم گشتهام هـم پـریشانِ مـحـرم هم پـریـشـانِ حـرم از نجـف تا کـربـلا آیا زمینی میشویم؟ لطف فرما و بگو که اربعـینی میشویم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
کار دارد از فـراقت باز مشکل میشود پس کجا این صددل بیچاره یکدل میشود من برای درد دل کردن که اینجا نیـستم آمدم با این یقین که عشق حاصل میشود باب حاجات است هرچه در در این صحن و سراست بوسه بر هر در خودش طی منازل میشود هیچ کس از لطف بیپایان تو محروم نیست رحـمـت تو بر سـر زوار نـازل میشود هم تُـعِـزُّ مَـن تَـشـائی هـم تُـذِلُّ مَن تَـشـا با تو سائل پادشه، شه بیتو سائل میشود عـالـم آل محـمـد هـستی و با این حساب بیسواد از بوسه بر این خاک فاضل میشود من سراپا نقصم و هستم دخیل این حرم نقص پشت پنـجـره فـولاد کامل میشود شاعری هستم دهاتی ساده میگویم غزل این دهاتی عاقـبت شاگرد دعبل میشود
: امتیاز
|